تبليغاتX
آشفته بازار

 

 

 روزگاری در شهر دوردستی به نام ویرانی، پادشاهی حکومت می کرد که هم بسیار توانا بود و هم دانا. مردم از توانایی اش می ترسیدند و به سبب دانایی اش دوستش
می داشتند.

در میان این شهر چاهی بود که آب سرد .و زلالی داشت و همه مردم شهر از آن
می نوشیدند، حتی پادشاه و اطرافیانش. زیرا که چاه دیگری در شهر نبود.

یک شب هنگامی که همه در خواب بودند، جادوگری وارد شهر شد و مایعی شگفت را در آن ریخت و گفت:« از این ساعت به بعد هرکه از این آب بنوشد دیوانه خواهد شد.»

بامداد فردا همه ساکنان شهر بجز پادشاه و درباریانش از آب آن چاه نوشیدند و دیوانه شدند چنان که جادوگر گفته بود.

از آن روز مردمان در کوچه های شهر کاری نداشتند جز آنکه با هم نجوا کنند:« پادشاه ما دیوانه است... پادشاه و وزیرش عقل شان را از دست داده اند... یقین است که ما
نمی توانیم به حکومت پادشاهی دیوانه تن در دهیم، باید پادشاه را سرنگون کنیم...»

آن شب پادشاه دستور داد تا یک جام زرین از اب چاه پر کنند، وقتی که جام را آوردند از آن نوشید و به وزیرش نیز داد تا وی هم از آن بنوشد...

از آن شهرِ دوردستِ ویرانی، غریو شادمانی برخاست، زیرا که پادشاه و وزیرش عقل شان را بازیافته بودند...

 

+ تجربه‌اي ازسپی در جمعه دهم فروردین 1386 در ساعت |

یه عاشقانه کوچیک واسه همه اونایی که منتظرند! از پل ورلن شاعر فرانسوی:

محبوبم!

برکه،
چون آینه ای ژرف می تاباند
سایه ی بید سیاه را
آنجا که باد می گرید...

وقت، وقت رویاست.
آرامشی گسترده و مهربان
گویی فرود می آید از آسمان
و ستاره می آراید آن را
به رنگهای رنگین کمان...

وقت، وقت خوشوقتی است.
این رنج فزاینده به پایان خواهد رسید
به آینده لبخند بزن قلب من

روزهای هراس گذشت
روزهای اندوه و اشک
لحظه ها ار دیگر مشمار
روح من، اندکی صبر

حرفهای تلخ را ناگفته گذاشته ام
و خیال های باطل را کنار

به ناچار دور از او بودم و
چشمانم محروم از دیدار

گوشم تشنه شنیدنِ
نت های طلایی آن صدای مهربان

تمام وجودم و تمامی عشقم
هلهله می کنند روز سعادت را

روزی که تنها خیال و تنها فکرم این است
که محبوبم به سویم باز خواهد گشت!

+ تجربه‌اي ازسپی در شنبه بیست و چهارم تیر 1385 در ساعت |

تو رو خدا می بینی آخه؟ جوونی و هزار مدل جورواجور دردسر و در پی آن فراموشی.

برگشتم که بگم یکشنبه ۲۵ تیر ماه ۸۵ ساعت ۵/۵ که ان شاءالله اومدین خانه هنرمندان حواستون به من باشه تا همین روزا طرفدارهای هنر گرافیک و به گونه مخصوص کامبیز درم بخش رو سرکیف بیارم.

 

+ تجربه‌اي ازسپی در جمعه بیست و سوم تیر 1385 در ساعت |
سلام به همگی! شب و روزتون بخیر!( اگه این روزگار واسه ی آدم شب و روز بذاره)

یه خبر داغ داغ واسه اونایی که اهل زبان ایتالیایی و طرفدار ادبیات ایتالیایی و خلاصه شیفته نویسنده ها و شاعر و .. ایتالیا هستند.

بجنبید تا دیر نشده که یکشنبه ساعت ۵/۵ بعدازظهر ۲۵ تیرماه توی خانه هنرمندان از طرف مجله بخارا قراره که یه بزرگداشت برای اومبرتو اکو نویسنده ایتالیایی برگزار بشه. در ضمن سفیر ایتالیا هم اونجاست. ( ایتالیا رو دیدن که کار آسونی نیست لااقل برید سفیرشو ببینید شاید فرجی شد.

گفتن از ما! بعدا نگید چرا نگفتی!

 

+ تجربه‌اي ازسپی در جمعه بیست و سوم تیر 1385 در ساعت |